تبلیغات
از هر دری سخنی - سخن دوست


لطفا از تمام مطالب بازدید فر مائید- همه آنچه می خواهید اینجاست



باز هم از چشمه لبهای من

تشنه ای سیراب شد سیراب شد

باز هم در بستر آغوش من

رهروی در خواب شد در خواب شد. 

می روم خسته و افسرده و زار

سوی منزلگه ویرانه خویش

به خدا میبرم از شهر شما

دل شوریده و دیوانه خویش

 

بخدا غنچه شادی بودم

دست عشق آمد و از شاخم چید

شعله آه شدم صد افسوس

که لبم باز برآن لب نرسید

  

آن آرزوی گمشده می رقصد

در پرده های مبهم پندارم

  

نه امیدی که بر آن خوش دل کنم

نه پیغامی نه پیک آشنائی

نه در چشمی نگاه فتنه سازی

نه آهنگ پر از موج صدائی



طبقه بندی: پیام نویسنده، 
برچسب ها: چشمه، آغوش، خسته، شهر، عشق، افسوس، امید،  

تاریخ : 27 شهریور 94 | 13:37 | نویسنده : افشین سنجابی | نظرات
لطفا از دیگر مطالب از هر دری سخنی نیز دیدن فرمایید
.: Weblog Themes By: choharghapi.mihanblog.com:.


  • ایران اسکوتر